السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

607

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

آيا نمىديدند كه آن [ گوساله ] با آنان سخن نمىگويد و آنان را به راهى هدايت نمىكند ، آن را [ به خدايى ] گرفته‌اند و ستمگر شده‌اند [ و بر خويشتن ظلم روا داشته‌اند ] اين مطلب كه مخلوق هرگز قابل ستايش نيست ، يك قانون عقلى و فطرى ، روشن و مسلّم ، عام و همه‌شمول است و جز خدا ، همه چيز و همه‌كس و حتى پيامبران را نيز در بر مىگيرد كه پرستش آن‌ها به طور كلى خلاف عقل و فطرت انسانى و از نظر عقل ، قرآن و اسلام ممنوع است و قرآن اين حقيقت را چنين بيان مىكند : ( 1 ) - وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ . ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ . « 1 » و آنگاه‌كه خداوند به عيسى بن مريم گفت : آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را به عنوان دو معبود غير از خدا به خدايى برگزينيد ؟ ! او گفت : منزّهى تو [ اى پروردگار من ! ] . من حق ندارم آن چه را كه شايسته من نيست ، بگويم ؛ اگر چنين سخنى گفته باشم ، تو مىدانى . تو از آن چه در روح و جان من است ، آگاهى و من از آن چه در ذات [ پاك ] توست آگاه نيستم . به يقين تو از تمام اسرار و پنهانىها با خبرى . من جز آن چه را كه مرا به آن فرمان دادى ، چيزى به آن‌ها نگفتم . [ به آن‌ها گفتم ] خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست . قرآن مجيد گاهى نيز عقيده به وساطت را از راه ديگر محكوم ساخته و جايى براى چنين طرز تفكرى در اسلام نگذاشته است . قرآن در اين زمينه مىگويد : خداوند نسبت به بندگانش نزديك است به طورى كه حتى گفتار سرّى آنان را نيز مىشنود و جوابشان را مىدهد و مستقيما به تدبير امورشان مىپردازد ، با اين وصف نيازى به اعوان و وسايط ندارد . خداوند اين حقيقت را در قرآن مجيد چنين بيان مىكند : وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ . « 2 » و ما به او [ انسان ] ، از رگ قلبش نزديك‌تريم .

--> ( 1 ) مائده / 116 ، 117 . ( 2 ) ق / 16 .